سلام به همه شما دوستان!![]()
سال جدید رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم که این سال براتون بهتر از سال های قبلی باشه شاید مشکل تر باشه اما مهم اینکه به بهترین نحو اونو بگذرونین و موفق باشین
من اکثرا وقتی نظر میدم یا با کسی خداحافظی میکنم میگم موفق باشین چون به نظرم هر وقت یه حرفی رو تکرار کنن برای فرد یه عادت میشه و سعی میکنه که به اون جمله عمل کنه نه؟![]()
یه معذزت خواهی هم براتون بدهکارم چون دیر آپ کردم اما دلیل دارم
۱)حسش نبود ۲)پریروز کلی مطلب نوشتم که پاک شد
منم لج کردم؟
با کی رو نمیدونم اما واسه همین تصمیم گرفتم آپ نکنم بعد هم پشیمون شدم
(این چند روزه یه کم در گیرم نمیدونم چمه؟)یه حسیه که نمیدونم چیه؟آخه داشتم فکر میکردم که عوض شدم؟میگن باید امروزمون مثل دیروز نباشه وگرنه...منم امروزم مثل دیروز نیست
اما فکر نکنین که بهتر شدما نه بابا!!!
وعظم شدیدا خرابه کسی هم نیست بهمون کمک کنه
ما هم گرفتاریم٫نمیدونم این دنیا چی داره که نموتونم ازش دل بکنم
با این که قبول دارم خدا بهترین نعمت هارو تو بهشت واسه خوبا گذاشته و این دنیا یک هزارم اونجا نیست اما بازم دلم این جا رو میخواد
من خودم همیشه سعی میکنم که بیشتر حس کنم تا دیدن چون این جوری یه کم کمتر به این دنیه وابسته میشم ولی فکر نمیکنم که تونسته باشم
شما ها میتونید دل نبندین؟؟؟و زیاد بهش توجه نکینین؟من از این جا به اونی که میتونه نبریک میگم چون به همه نشون داده که واقعا با این کارش ثابت کرده که انسان اشرف مخلوقاته
من که واسه اونایی که میخوان بیخیال این دنیا بشن دعا میکنم و از خدا میخوام که کمکشون بکنه
شما هم برای من دعا کنین شاید یه فرجی بشه![]()
امروز نه منظورم امشبه براتون عکسای جاب میخوام بذارم امید وارم که خوشتون بیاد![]()

بذارین یه اتفاق جالب رو براتون تعریف کنم ما یه فامیلی(خانومه) داریم که یه برادر داره این برادرش چند ماه پیش به خاطر مریضی دیابت فوت شد!این آقا روز آخر ۲تا بطری نوشابه و یه جعبه شیرینی رو تنهایی خورد و حالش بد شد و مرد
همه فامیل میدونستن که عاشق شیرینی و شکلاته و بچه هاشم نمیذاشتن که چیزی بخوره اما اون روز یواشکی رفت و ۲ تا نوشابه خانواده خرید با۱جعبه شیرینی
همه رو خورد
چند روز پیش این خانومه اومده بود عید دیدنی مامانمینا هم رفته بودن بیرون
پرسید که مامان بابات کجا رفتن منم گفتم رفتن عیادت همسایه که دیابت داره اونم شروع کرد از این مریضی گفتن
بعد یک دفعه برادرم گفت: اِ اِ اِ اینم مثل همون آقای...شده؟همونی که مثل دیوونه ها نوشابه و شیرینی خورد و مرد؟؟؟؟
(خبر نداشت که برادر این خانومه)من فقط تونستم اشاره کنم
بعدم رفتم تو آشپز خونه و غش کردم از خنده![]()
فکر کنین جلو طرف به کس و کارش بخندین
اما واقعا جلوش یه کم بد شد نه؟؟
حالا اینو داشته باشین!!!!

ز کوی يار مي آيد نسيم بار نوروزی
ازا ين باد ار مدد خواهی٫چراغ دل بر افروزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فيروزه٫صفير تخت فيروزی
به صحرا رو که از دامن٫غبار غم بيفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بياموزی
سخن در پرده ميگويم:چو گل از غنچه بيرون آی
که بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی

خوش و خرم و موفق باشين![]()
خداحافظ

