سلام....![]()
خوبین؟؟؟![]()
خوش گذشت؟؟؟چی؟ خوب 13 به در دیگه!!!![]()
برای من که عالی بود آخه ما 3 روز 13 بدر گرفتیم!!!
روز 11 فروردین عصری رفتیم بیرون و تصمیم بر این شد که بریم تپه های عباس آباد(پارک طالقانی)
خلاصه یه جای توپ که سقف هم داشت پیدا کردیم و قرار شد که خانواده عمم فردا بیان اونجا و برامون جا بگیرن و بعدم ما بیایم و داییمینا!(انگار صف نون واییه)
فردا صبح زود ساعت
10:30 همه اونجا بودیم و صبونه خوردیم
بعد ماها(یعنی جوونای فامیل) + یک عدد توپ رفتیم سراغ وسطی جاتون خالی خیلی باحال بود
خانوما هم والیبال بازی کردن(البته من تا اونجا که خبر دارم همه قدا کوتاه بود و کسی هم از والیبال چیزی نمیدونست واسه همین همش میخندیدن و آخرش هم کم آوردنو مشغول حرف زدن و تخمه شکستن شدن
)آقایون هم یه گل کوچیکی بازی میکردن که نگو هر یه حرکتشون با یک خاطره از جوونیاشون همراه بود به خصوص داییم و بابام!!!
بعد نزدیکای 2:30 بود که به قول
...یه ناهار توپ زدیم تو رگ!!! بعدم وقت بازی های کارتی و فکریو...رسید که من بازی نکردم و نشستم پای لپ تاب خواهرم تا تونستم بازی کردم
آخه فقط امروز مهربون شده بود,آخرش چند تا آهنگ از رضا صادقی و منصور گذاشتم وقتی به منصور رسید همه پا شدن و شروع کردن به رقصیدن
اما یه کم صداش کم بود بعد از چند دقیقه دیدم که من یه سری از کسایی که میرقصن رو نمیشناسم
(نگو هر کی از اونجا رد میشد جو گیر میشد و...)
و خلاصه اولین روزمون12 بدر خیلی بهمون خوش گذشت ![]()
فرداش هم از همین اتفاقا افتاد و تنها تفاوتش این بود که خیلی شلوغ تر بود و یه تپه نوردی طولانی هم کردیم و سر سفره هم شوهر عمم در نوشابه خانواده رو باز کرد و دستشو گذاشت روش تا لیوان برداره که به خاطر این که روی نوشابه افتاده بود نشابه کج شد و به صورت فورانی به هوا پاچید
و همه نوچ شدن خیلی خنده بود
فکر کنین نصف نوشابه ریخت تو غذای زنداییم که خیلی حساسه
و یه مشتم به صورت بارون ریخت رو موهای فشن یکی از پسرا وای مرده بودیم از خنده![]()
![]()
میگفت :دیگه من به هیچ کسی نمیتونم امروز شماره بدم هیچکی منو نگاهم نمیکنه و ....
امید وارم که به شما هم خوش گذشته باشه اگه اتفاق جالبی براتون افتاده خوشحال میشم بگین!!![]()




راستی از استقلال و پرسپولیس چه خبر؟؟؟
من که اون روز حالم زیاد خوب نبود
و تنها با مامانم خونه بودم داداشم و بابام هم رفتن استادیوم
وااااای نمیدونید که چه خبر بود کم بود بود که زیر دست و پای بقیه له بشه
این پسره کلی هم به خودش رسیده بود صورتشو رنگ کرده بود و یه پرچم پرسپولیس هم گرفته بود تازه لباسشم همین رنگی بود
والا من که یه دفعه از قرمز زده شدم آخه تصور کنین همه چی قرمز جیغ باشه!!!چی میشه؟؟
خلاصه بنده خوشحالم که صدمات جانی و روانی نبود و همه خوش و خرم از استادیوم اومدن بیرون ![]()
در باره مدرسه هم باید بگم من که هیچ مایل نبودم تعطیلی ها به این زودی تموم بشه
اما....ما از 18 فروردین امتحانات نیم ترممون شروع میشه
واسه همین شاید نتونم یه 2 هفته ای بیام آپ کنم ولی کم و بیش میام چند روز بعد(آخرای هفته)
اما به محض این که تموم بشه میام
,برام دعا کنید که امتحانارو به خوبی خوشی بدم تا یه آپ باحال کنم ![]()
خب دیگه بهتره که تموم کنم که بیشتر از این خسته نشین![]()
موفق و خوش باشین![]()
بازم میگم برام دعا کنید![]()
یا حق![]()

