به نام آن که عشق را آفرید
سلام من رو از کره خاکی٫قاره آسیا٫سرزمین دیرین ایران٫پایتختش تهران٫تو این هوای برفی و بارونی و سرد و سوز دار از یه خونه ای که روبه روی یه پارک قشنگی که شبا با روشن شدن برقاش خیلی رویایی می شه بپذیزین
حالتون چه طوره؟ خوب و شاد و سالم هستین؟ بابا نمی گم که بگو عالیه یا خیلی باحاله همین که راضی باشی و بگی که می گذره خودش غنیمته
من اقعا خوبم چون کارنامه بی کار نامه
و در عین راحتی دارم زندگیمو می کنم
واقا این کار نامه ها جز این که فشار آدم رو بالا پایین می کنه و یا آدم رو سکته می ده هیچ چیز مفیدی نداره
من خودم به مامانم گفتم امسال که الحمدالله معدل نداریم نیازی نیست که بری بگیری
منم که نمره هامو می دونم
پس نرووواونم بعد از کلی توضیحات من قبول کرد
نمره ها هم تو دفتر معلم و ذهنم ثبت شدش تا حواسم رو برای دفعه بعدی جمع کنم حالا اون قدر را هم نمره هام بد نبودا
فکر بد نکنینمن به موقعش ۲۰ رو میگیرم
اول بگم که هیچ کسی من رو دعوت به بازی نکرده
منم تصمیم گرفتم که دلم رو نشکونم و خودمو دعوت کردم
می دونم خیلی جالب نیستن اما دیگه چه میشه کرد این مخ من فقط کارای ۲۴ ساعت قبلیش اونم به زور ثبت میکنه٫
خب اینم سوتی های من و همه(چون کم میومد مجبور شدم
۱
)فکر کنم که اول راهنمایی بودم که تازه فهمیدم یاهو چیه؟۲
)چند هفته پیش بود فکر کنم امتحان ادبیات داشتیم وقتی اومدیم بیرون هوا آفتابی بود نزدیکای ۲ بود و حسابی گرم بود منم جلوی همه با صدای بلند گفتم :ااااااااا چه بارونیه ها همه یخ زدیم بعد دیدم یک دفعه همه یک صدا گقتن نه چــــــــــــــــــــــــی؟؟؟؟۳
)یه بار مامانم رفته بود خونه عموم منم از خونه بهش زنگ زدم که بگم کی میاد؟بعد از چند تا زنگ یه خانومی گوشی رو بر داشت که خیلی صداش شبیه زن عموم بود منم شروع کردم به احوال پرسی که بچه ها چه طورن؟چرا نمییان خونمون کم پیدا شدین اونم گفت نه بابا بچه ها درس و مشق دارن خلاصه بعد از کلی حرف زدن گفتم مامان اونجاست؟گفت نهمن گفتم اما خودش گفت میاد اونجا اونم گفت نه مهر انگیز اصلا نیومده این جا مهر انگیز؟؟اون کیه دیگه؟گفت:مامانت دیگه بعد من گفتم منزل....؟؟؟گفتش نه عزیزم اشتباه گرفتی کلی خندیدیم وخدافظی کردیم۴
)معلم ادبیات ما خیلی باحاله همیشه سر کلاسش همه می خندیم٫یه روز در کمال جدیت گفت:بچه ها من دیگه از شما یه جور دیگه تحقیق می خوام باید از این به بعد به صورت power koint ارائه بدینمنظور ایشون power point بوداا۵
)آخریشو کم آوردم نمی دونم از خودم چی بگم؟اما از یکی می خوام بگم یعنی عین همونی که شنیدم رو از زبون خودش میگم:تازه۱ ماه بود که عروسی کرده بودم و اومده بودم تهران خواهر شوهرام و جاریو تهرانی بودن منم واسه همین نمی خواستم جلوشون کم بیارم هر کاری میکردن منم سریع انجام می دادم یه روز دوره هم نشسته بودیم که جاریم پشت تلفن به شوهرش گفت که اومدنی سر لاک sere lak (منظورم غذای بچه است) بخر بعد اومد نشست و گفت آره خیلی سر لاک خوشمزه هست همه دوست دارن بچه هم راحت میخوره منم سریع گفتم:آره واقعا خوشمزه هست ما هم دیشب شام سر لاک داشتیمخوب این از سوتی ها امید وارم که خوشتون اومده باشه حالا بریم سر اصل مطلب
:همون طور که مستهزر هستین داریم به هفته ولنتاین نزدیک می شیم واسه همین منم کلی بر نامه دارم از ۲-۳ جا درباره عشق مطلب خوندم خیلی باحال بود گفتم بنویسیم+یه سری حرفای خودم شاید به درد شما هم بخوره(البته اگه تا حالا نخونده باشین) این مطلب رو در ۲ قسمت می گم این دفعه قسمت اول رو توضیح می دم
:عشق مایه ی حیات و نیرومندترین نیرو در زندگی هست که به نوعی تو تمامی موجودات هستی وجود داره.در عین حالی که عشق اختیاری نیست اما مفهومی عام داره که شامل عشق به وطن٫عشق پدر و مادر به فرزند٫عشق به همسر....میشه.وجه اشتراک تمام اینه که خوشبختی عاشق با خوشبختی محبوب گره می خوره هر وقت خوشبختی ما تحت تاثیر خوشبختی دیگری قرار بگیره و یا هر اتفاق خوب یا بدی که برای دیگری پیش بیاد تا حدی ما رو هم تحت تاثیر قرار بده در این لحظه بین ما و«اون»عشق وجود داره تمام ادیان و پیامبرایی که از طرف خدا انتخاب شدن به نوعی پیام آور عشق و دستی بودن حضرت مسیح بیمار های لا علاج رو با جمله «برخیز به نام غشق»شفا می داد به همین دلیل اون حضرت رو «پیامبر عشق»نامیدن
.عشق امری فطری و درونی هست که در مجود ما انسان ها گذاشته شده و کمتر آموختنی یا اکتسابی هست٫سنایی می گه
:ای بی خبر از سوخته و سوختنی عشق آمدنی بود نه آموختنی
ظرف و قرار گاه عشق«دل»هست و به همین دلیل در تمامیه آثار شعرا از عشق گفتن چون شاعر قدرت بیان احساسات و عواطف درونی و قلبیش بیشتر از دیگران هست
.تعریف عشق
:عشق به معنی فرط محبت و تکریم هست.عشق از کلمه «عشقه»که اسم گیاهی هست که به دور درخت میپیچه و از اون بالا میره ملاصدرا می گه:عشق امری اتفاقی٫کم یاب٫گزاف و مصنویی نیست بلکه امری راسخ و شایع و رایج هست٫پس عشق از سوی خدا و دارای برکات هست بایستی قدر و منزلتش را شناخت و حرمت آن را نگه داشت و آن را از هر آلودگی به دور کرد
عاشقی کرزین سرو گرزان سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است
نردبام عشق
:سقراط برای عشق مراتبی قائل هست که به اون«نردبام عشق»می گن
.عشق به جمال:
نازل ترین مرتبه ی عشق است هماننده عشق به یک فرد خاص به خاطر زیبایی های ظاهری او٫اما چون زیبایی های ظاهری ناپایدار است این نوع عشق ها نیز پایدار نمی ماند.عشق به کمال:
عشق به زیبایی های باطنی یعنی فضائل و مکارم اخلاقی و عقلی است.این فضائل البته از زیبایی های ضاهری پایدارتر است اما آن ها هم دیر یا زود رنگ نیستی می پذیرند.عشق حقیقی:
عشق به زیبایی یا «خیر مطلق»است عالی ترین مرتبه عشق است که هیچ گاه پایان پذیر نیستو برترین و زیبا ترین است (بقیش دفعه بعد)عشق آن شعله است کاو چون بر فروخت هرچه جز معشوق باقی جمته سوخت
این هم یک شعر آلمانی از فرد ریش روکرت
:
اگر به خاطر زیبایی
:اگر به خاطر زیبایی
دوستم می داری
دوستم مدار
!خورشید را دوست بدار
گیسوان زرینش
اگر به خاطر جوانی
دوستم می داری
دوستم مدار!
به بهار عشق بورز
که هرساله جوان است
اگر به خاطر دارایی
دوستم می داری
دوستم مدار
!پری دریایی را دوست بدار
که مروارید و یاقوت بسیار دارد
اگر دوستم می داری
به خاطر عشق
پس هر آیینه دوستم بدار
!دوستم بدار هماره
من هماره عاشقت خواهم بود

عاشقان![]()
خداحافظ![]()

